๑۩۞۩๑ تپش داره... ๑۩۞۩๑



تپش داره...

ازم رنجیدی و ، از من گریزونی

بهت میگم بمون ، می گی نمی تونی

می گی باید بری ، باید بری امّا

نگی که حالمو ؛ اصلا" نمی دونی ؟



گذاشتی حلقتو ، کناره آئینه

نوشتی که چشات ، از عشق من سیره

نمی دونی چه آشوبِ ، دل خستم

دل دیونمو . . . دیونه تر می شه !



می خوام لب وا کنم ، از زوره دلتنگی

بگم پیشم بمون ، با اون دل سنگی

یدف یادم می آد ، رفتی تو از پیشم

بخند . . . یعمره ، حرفامو نمی فهمی



می بوسم عکس لبهات و ، دلم گیره

جنون داره بجات ، جای تو می شینه

دارم میرم ، ببین دیگه من از دستات

بیا کاری بکن ، فردا گـُلم دیره. . .



نشد یکـــــــبار ، فقط بشنوی حرفامو

نشد حتی بیای ، هم پای پاهامو

زمونی که زمین خوردم نبودی تا

بگیری تو دسات ، دوباره دستامو



زمین خوردم ، زمین خوردم ، نمی دیدی

صدات کردم ، صدات کردم ، تو خندیدی

تَرَک برداشت قلبم ، از غمار تو

به اشک و آهــَــمو ، سیگار و تنهــــــایی



دلم مست و خراب و عاشقو رسوا

نبود و نه نمی خواست ، باشه هی تنها

تو آوردی سرش ، هرچیرو رَد میکرد !

به مرگش رازیَم ، حتی دیگه حالا



دلی که از جدایی ، بی تو می ترسید

تور میخواست و دوسِت... داشت و ، می فهمید

حالا داره گلم ، از غصه میمیره

همین روزاست ، نترس ـــ نزدیکه بی تردید




حالا نَقل زبوناست ، توی بی شرمی

نمی شه نه ، نمی دونی ــ نمی فهمی

کجای قصه گـُم کردی ، دسامو باز

که راه راستتو ، از چپ نمی فهمی



صدام کن تا هنوز ، این دل تپش داره

تا وقتی می تپه ، زندس ، نفس داره

شاید دیر شه واسم ، نباشه فردایی

همین حالا ، همین الان ، که جون داره...





ترانه ســــرا : یاســــر مهـــــوار

๑۩۞۩๑ چند نقطه چین.... ๑۩۞۩๑

 

۩۞۩چند نقطه چین.... ๑۩۞۩


ساده نباشو دل نباز ، به من که از تو دورمو

به من که تو آغوش تو ، همیشه سوت و کورمو

همیشه به محبتت ، به شرحی مستحقمو

به چشم تو همیشه من ، بدم فقط تو خوبی و




توهم همیشه این وسط ، بودی یه بازیچه همین

به هر کی گفتی بدمو ، که خوب بمونی نازنین

تا هیچکی از دلت نخواد ، بپرسه از پاکیت و این

آخره سر شد باعثت ، . . . گذشتم از دلت ببین




توهم مثه منو دلم ، سرد شو و سردی کن یدم

بیا نگاهمم نکن ، پریده عشقت از سرم

حتی نمیگم که بهت ، چی شد ازت برید دلم

فقط برو ، همین و بس ، حرفی ندارم بزنم




لبای سردم رو لبت ، نداره گرمی نازنین

سردی احساس منو ، از تو نگاه من ببین

رو سینه ی بی اعتنام ، نذار سرترو بیش از این

تن برهنمم فقط ، واسه تو بود ( چند نقطه چین)




وصله ناجورمو تو ، نمی شه بگذری ازم

دل بکن از دلی که نیست ، اسیر عاشقی یدم

خیره نشو به چشممو ، خیره نمون به صورتم

یا بی خیال شو یا برو ، همینه حرف آخرم




حتی نگاهمم نکن ، نگی هنوز مال منی

خیالت آسوده گلم ، دلی نمونده بشکنی

پر از سکوتم تو ولی ، غرقِ سرودن از منی

ببخش گلم ساده بگم ، کاش از دلم دل بکنی......




ترانه ســــرا : یاســــر مهــــوار

 

 

๑۩۞۩๑  پاخورده و جا مانده و مخدوش  ๑۩۞۩๑

پاخورده و جا مانده و مخدوش


بوسه ای بر من زد
بر لب تشنه ی من
چشم او مست و خمار
چشم من تشنه دانستن یک کهنه سوال
که مرا از سر عشق می بوسد؟؟؟؟؟

و دو دستش آرام
همچو پیچک
دور من می تابید

و من ساده دل از این احساس
که مرا از سر عشق میخواهد
غرق آغوش پر از شهوت او بودم و بس

عشق من
در دل او شعله نداشت
آنزمان. . . که . . . . دکمه ها ی پیراهن من
با حس سرانگشتانش
یک به یک می شد باز
ولبانش
دما دم می نشست بروی
لب دندان گناه آلودم

من به او خیره او
چشم دل بسته به کنکاش وجودم مشغول

عاقبت از سر ارضاء به خودش لرزیدو....
دل من نیز به خود لرزیدو
روی تخت بی عاری خود بی رمق افتاد و
دل من نیز زپا افتاد و
آهی از دل سر داد
آه من . . . در گلویم خشکید
قطره ای اشک از آرامش روح
کنج چشمش بنشست
دل من نیز
در حس حماقت بشکست
آه
منو دل هردو
پاخورده جامانده و مخدوش
به او خیره شدیم
او به من
نه دگر کرد نظر
نه دگر داشت او میل


لعنت به تو و حس پلیدت که مرا
هر موقع که میلت باشد
می فریبی بانو . . .

من زخود بیزارم
من از این دل
از این حس
از این حال و هوا بیزارم
به خدا بیزارم
به خدا بیزارم . . .

دل نوشته : یاســــر مهـــــوار

๑۩۞۩๑  دوباره  ๑۩۞۩๑

 

دوباره...

دوباره دلتنگم و دل ، میخواد بخونه از غمش
دوباره زُل زدن چشام ، به عکس ناز صورتش

دوباره کنج خونم و ، دوباره می باره چشام
لبریزه اشک ماتمه ، دوباره چشمای سیام

ببین ـــ غمت دوباره زد ، باز به رگ و ریشه من
یه گوشه ای آروم و گُنگ ، از نو نشستم گل من

گم شده یادت تو دلم ، پِیُش نباش مصیبته
دلی که عاشق شده ، نگی گلم مردده

دباره قاب عکس تو ، طرح شده تو آغوش من
دوباره باز صحن چشام ، از غم و غصه هات ترن

دوباره رفت باز به قلم ، دست دل دیونمو
دوباره از غمش سرود ، تموم نمی شه دردشو

دوباره تو وَهم نگات ، مست شدم از این همه درد
نشد که با دوری یوقت ، غم تو دلامون بشه سد

دوباره با مصرع اشک ، میزنه رج ترانشو
دوباره می خونه ببین ، هنوزم از غمای تو

با این همه می دونه دل ، برگشتنت خیاله که
می خونه از گذشته هاش ، شاید دیونه تر نشه

شاید بشه که تو نگات ، ببینه شادیاشو باز
وقتی تو دیونگیاش ، میشی واسش عین نیاز

دوباره پر شده یدم ، از یه سوال بی جواب
چرا نشد بعد یعمر ، از دل بره این تب و تاب

چرا هنوز دوبارشی ، هنوز تو لحظه لحظشی
چرا نمیری از دلش ، هنوز تو خاطراتشی

جرا دوباره با غمت ، می خونه باز همش یدم
تو صفحه ی صحن چشاش ، می شی همیشه شکل نم

نمیگذره از تو چرا ، چرا تویی همو غمش
چرا هنوز بیادته ، نمیره عشقت از سرش

دیدی بازم ترانه هام ، شدن تَبَرُک به غمت
یوقت دلت نلرزه ها ، عشقم پریده از سرت؟

که از منو دلم عزیز ، نشد بگیری یه نشون!؟
این همه سال رفت و گذشت ، چی موند گلم از عشقمون؟

جز یه دل دیونه و ، چشمایی که غرق غمن
یا دست لرزونی که باز ، وقف نوشتن از توان

می ری یروزی از دلم........ وقتی که نیست جون تو تنم
تا او یروز اجازه هست ، میخوام یدم از تو بگم...



ترانه ســــرا : یاســـر مهـــــوار

๑۩۞۩๑ تو هم سوتی دادی خدا ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ تو هم سوتی دادی خدا ๑۩۞۩๑




ترانه تازه من , دردو دلامه با خدا
دل داری بشنوی بگم , یا وقت نداری باز خدا

یعمره از جونی و , خوشبختی و سر زندگی
قسمت امثال منه , یه حسرت همیشگی

انگشت به لب , با کلی آه , دست به گریبون غمیم
میخوام بگم که بشنوی , نشد یبار دم بزنیم

گفتن نگیم کفره همش , اما دیگه خسته شدیم
محل نمی ذاری با ما , نمیگی که ما بندتیم

اون بالا جات امن خدا , نداری نه حسرت نون
از غم بی نونی ما , آب تو دلت خورده تکون ؟

حسرت نون شبا یوقت , شده کلافت بکنه
ککت نمی گزه خدا , قسمت بنده هات غمه؟

چندتا سوال عجیب دلو , هی داره قلقلک می ده
بپرسم از تو راست میگی , واسه ما خیلی مبهمه؟

فرشته هات از زور فقر , تنفروشی نمی کنن؟
ملائک مقربت , شده ازت دزدی کنن؟؟

از خوشی نیست ! بدبخته ! بقول ما زمینیا
انگار یجای کارت و , تو هم سوتی دادی خدا

میگم شاید بی خبری , شاید سرت شلوغ و
وقت نداری به بنده هات , یوقت بدی گوش دلو

بجاش بذار بهت بگم , قصه غصمون چیه
شاید دلت به رحم اومد , بگی که چارمون چیه

اینجا رو اون زمینی که , تو دادی جا بما تو اون
یجورایی دودستگی , پیدا شده میونمون

خیلیا صبح تا شب فقط , در حال سگ دو زدنن
طفلکیا شهره شدن , قشر ضعیف جامعن

شبا همیشه غرق غم , شرمنده عهدو ایال
سفره زندگیشونم , پر شده از فکرو خیال

عذاب بی پولی همش , همیشه همراهشونه
این فقر و تنگدستیه که , نون شده تو سفرشونه

خیلیا هم مثل خودت , به دیگرون رنگ می زنن
تو ثروت اندوزی خدا , یه سور به اسکروچ زدن

برای هیچی هی همش , فقط یدم حرص میزنن
با نگاه مطمئن , همیشه لبخند می زنن

گاهی سوار میکنن و , گاهی میدن سواری و
تو این میون حیصیت , بعضیارم باد می دن و


درکل خوشن _ یا نا خوشن , بهتر بگم که سرخوشن
عین خودت شدن خدا , بجات خدایی میکنن

مسئله مهرو موم شده , همینجا ختم شه بهتره
اینارو گفتم که بگم , خیلی دلم ازت پره

صدام به گوشت می رسه , بد زدی تو برجکمون
سوتی دادی سوتی خدا , باز بکش هی خط و نشون . . . .



ترانه سرا : یاســــــر مهــــــوار حســـــــینی
facebook.com/yaser.mahvar

๑۩۞۩๑ من بد بد تو خوب خوب ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ من بد بد تو خوب خوب ๑۩۞۩๑

 

الان يه چند وقته چشات ‏‏، انگاري قهرن با چشام

هنوزم از نگاه تو ، يكمي  دلگير نگام

 

هنوزم عاشق توام ، مثه قديم نديم عزيز

تو چشم ما بغضيه كه ، نشسته پاي تو يريز

 

هنوز رو شونه هاي من ، سبزه  گلم جاي سرت

جاتم هنوز امن بدون   ،  ميون قلب عاشقت

 

اينقده دلتنگ توام ، كه غم نشسته تو صدام

بجاي اشك تازگيا ، خون مي چكه از تو چشام

 

لحن نگاه تو فقط ، پر شده از تنفرو

نفرتت از منم شده ، دليل اشكاي منو

 

آخر سر مي ترسه دل ، يروزي از دستم بري

يا اينكه برگردي و  من ، زنده نباشم  . . . نه ولي

 

توروقسم به اون همه ، روزا و خاطرات خوب

نياد نباشم تو دلت   ، من بد بد تو خوب خوب

 

خيلي غم انگيزم و غم ، خون شده انگار تو رگم

بغير تو به هيچ كسي ، نشد يوقت كه دل بدم

 

هنوز نبخشيدي منو ، چي شد كه از ما دلخوري

چرا نمي كني تو دل ، از اين روزاي بي كسي

 

ميشكنه بغض لحظه هام ، درست تو اون لحظه كه تو

ميگذري از مقابلم ، واي كه چه سردو ساكتو

 

بروت نمياري منو ، ديدي!!! چرا باز تو گلم

افتادم از چشاي تو؟؟؟ ، نگام نمي كني؟  يكم

 

آخ ميشه مهمون چشام ، اشك و غم و غصه فقط

وقتي كه خيرم به چشات ، ميون عكسات كه يوقت

 

از ياده دل نره يروز ،  شكستي عهدي و كه تو

بستي خودت با قلب من ، حالا بهم  ميگي برو

 

هيچكس نشد بشينه جات  ، هنوز وفادار  بهت

تو اون دلي كه تو عزيز  ، شكستي با حماقتت

 

اين روزا با بيرنگي و، غصه فقط گرم دلم

يبا و رنگ بگير نرو ، كه بي تو من  تنگه دلم

 

دلم هوس كرده يبار ، بازم ببوسي لبمو

منم بچينم از لبات ، گلاي سرخ بوسه رو

 

بازم بياي تو بغلم ، كه غرق تو باشم و بس

بيا و برگد كه عزيز ، خسته شدم از اين قفس . . .

 

ترانه سرا :  ياسر مهوار حسيني

yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

facebook.com/yaser.mahvar

 

๑۩۞۩๑ نازنين ๑۩۞۩๑


๑۩۞۩๑ نازنين ๑۩۞۩๑


تو تو غربت- تو غريبي ٌْ، با غمو غصه نشستي

رو تموم دل خوشي هات ، انگاري چشات و بستي



باز بغل كردي عزيزم ، زانوي غماتو انگار

ميدونم دست خودت نيست ، ميكني غماتو انكار



گل من فكر خودت باش، نگرونم واسه حالت

نمي تونم كه رها شم ، من يه لحظه از خيالت



از همين فاصله دور ، مي بوسم هر دوچشاتو

گل نازم ....نازنينم ، ميپرستم هر نگاتو



كاش مي شد بگي غماتو ، تا كه آروم بشه قلبت

تا شايد ديگه نشينه ، غم تو اون چشاي مستت



كاش ميشد دساي سردم ، بگيرن دستاتو يكبار

تا كه آروم شه دوباره ،‌قلب غمگين من اي يار



تا هميشه سربلنديت ، آرزومه گل نازم

مي دونم سخت غريبي ، تو بروت نيار عزيزم



مي دونم دوري وليكن ، هميشه هستم بيادت

هميشه بياد من باش ، كه نره يادم زيادت



خيلي وقته كه غريبي ،‌ تو دلامون خونه كرده

از غم همينه انگار ، پروبالمون شكسته



من به عشق ديدنه تو ، ميشمارم ثانيه هارو

تا كه باز بياي دوباره ، ببينم رنگ چشاتو



خيلي دلتنگه نگاتم ، خيلي وقته كه تونيستي

كاش مي شد يجور بفهمي : كه واسم خيلي عزيزي



تو نگاه مهربونت ، خوشي عشق باشه اي كاش

همه قلبم سهمت از عشق ، بيا و با من تو يكي باش



نازنينم گل نازم ، به تو تقديم اين ترانه

به تو كه هميشه احساس ، جلوچشمات كم مياره . . .



ترانه سرا : ياسر مهوار حسيني


Email : yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

Facebook.com/yaser.mahvar



تقديم به نازنين عزيزم

اميدوارم كه هر چه زودتر برگردي خانمي

๑۩۞۩๑   حس من عشق بود نه هوس  ๑۩۞۩๑

۩۞۩   حس من عشق بود نه هوس  ۩۞۩

 

الان یه چند وقته چشام ، لبریزه اشکه ماتمه

طفلکی قلب  بی ر یام ، شکسته اخماش تو همه

 

دوباره با زبون شعر ، عقدشو خالی کرده دل

بشنو تو این ترانمو ، در اومدی از آب و گل

 

چیزی نگو هیچی نپرس ، حرفی ندارم بزنم

دیگه خیالت تخت و قرص ، شکستم از حماقتم

 

برو برس به داد اون ، که سرتر از من بودو هست

چه ساده چشمات رو چشام ، همه درارو بست و رفت

 

باشه برو ـ چیزی نگو ، دل دیگه عادتش شده

به هرکی دل بسته دلو ، تنهایی قسمتش شده

 

برو یوقت  نلرزه پات ، قسمتم این بود که بری

حالا که دوست داری یه سر، توی همه سرا بشی

 

من این وسط ساده دلم ، که دل به تو دادم و بس

نشد بفهمی که عزیز ، حس من عشق بود نه هوس

 

اما تو بر خلاف من ، پی هوس بودی فقط

عشقت دروغ بودو دلت ، باخبر از این بود و هست

 

حالا فقط از تو برام ، مونده یه دنیا خاطره

برو بذار تا  قصمون ، از قلبو خاطرت بره . . .

 

ترانه سرا : یاســـــــر مهـــــــوار حســـــــینی

 

Email : yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

Facebook.com/yaser.mahvar

๑۩۞۩๑ ببخش اگه نشد بشم  ๑۩۞۩

۩۞۩  ببخش اگه نشد بشم  ۩۞۩

 

خیلی دلم تنگه برات ، با اینکه بی خیالمی

هیچی ، بروت اصا" نیار ، نشد که مال من بشی

 

همیشه پا به پات دلم ، اومدو هیچ شاکی نشد

اما با این همه دلت ، واسه دل ما دل نشد

 

من عاشقت بودم گلم ، خودت خراب کردی بدون

فقط بهم طعنه زدی ، همین و بس نا مهربون

 

یروز قدیم  ندیمترا ، مارو گذاشتی که بری

با اونکه عاشقش شدی ، رفتی رهام کردی ولی

 

منو به اتهام این ، که از تو دل کندم همش

شکستی قلبیو که جز ، به توبه هیچکی دل نبست

 

من جای نفرین واسه تو ، فقط دعا کردم عزیز

به اون خدا که دل فقط‌ ، نشست به پات همش یریز

 

تا اینکه کلی سال که رفت ، یهو تو پیدات شدوباز

خواستی باهم یکی بشیم ، تموم شه این قصه وراز

 

گفتی پشیمون شدیو ، گفتی می خوای یکی بشیم

دلم میگفت بیا بهش ، یه فرصت تازه بدیم

 

لبهامو بوسیدی  ولی ، به طعم تنهایی غم

اشک تو چشام جمع شده بود ، خواستم بهت چیزی نگم

 

خیلی بهم بد کردی و ، خیلی تو زجر دادی منو

اما با این همه همون ، روز تورو من بخشیدمو

 

اما تو برخلاف اون ، یه دنیا  ادعا عزیز

هیچ موقع عاشق نشدی ، بی خودی اشکاتو نریز

 

عشقی که هیچ موقع تو دل ، نشد بکاری و فقط

به لب می آوردی که دل ، غرق یه شک باشه و بس

 

اونم به اینکه هی دروغ ، می دادی تحویله دلم

با این همه دل با غماش ، همش میگفت عاشقشم

 

کارت فقط این شده بود ، طعنه و فخر فروشی و

خنده به اشکایی که دل ، می ریخت همش برای تو

 

بازم شکستی قلبمو ، من که نیاوردم بروت

حتی اگه بفهمیم ، میگم فدای تاره موت

 

اما گلم تو باز شدی ، همون که بودی از قدیم

من و تو تنها این وسط ، همدیگرو گول می زدیم

 

اینقد دیگه طعنه نزن ، گریه نکن ، فحشم نده

تو که خیالی نیست واست ، اینقد دیگه کشش نده

 

بازم تو بازی بازیات ، بازنده شد قلب و دلم

اینقده بازیم دادی  تا ، بازندیه بازی شدم

 

حالا بازم مونده برام ، دوباره اشک و گریه و

داغ شکستنی که دل ، بهش عادت نداره و

 

یه عالمه غصه و غم ، مونده هنوز تو باورش

اینکه چرا بهم دروغ ، میگفت می اومد به لبش

 

 مگه بغیر خوبیات ، دلم چی آورده بروت

که اونجوری شکستیمو ، حتی نیاوردی بروت

 

دنیا برام زندونه گل ، دیگه بریدم از همه

هم از تو و هم از خودم ، دیگه تموم قائله

 

الهی خوشبخت شی  عزیز  ، بیا تموم کن قصرو

ببخش اگه نشد بشم ، همون که خواستی واسه تو

 

ترانه سرا : یاســـر مهـــــوار حسینی

 

Email : yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

Facebook.com/yaser.mahvar


๑۩۞۩๑ مترو ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ مترو ๑۩۞۩๑


روی صندلی مترو ، منو تو تنها نشستیم

ساعت این وعده رو می ده ، که باید از هم جدا شیم


سرتو روشونه من ، دسته من توی دساته

انگاری رو گونه هامون ، داره باز بارون میباره


تو به آهستگی میگی ، نمی تونی که رها شی

منم آهسته آروم ، میشکنم . . . میشه نبینی؟


من که دل دادم به چشمات ، نگو از جدایی بازم

خداهم نخواد عزیزم ، من بهش پست نمی دم


من ازت جدا نمی شم ، تا نشه ازم جدا شی

من تو رو می خوام و باید ، که بشه تو مال من شی


می دونم یه دنیا فرقه ، بین ما دوتا عزیزم

اما دل باز تورو می خواد ، من به عشقت ناگزیرم


پا میشم دوباره از جام ، تو میگی بشین که زوده

آره این بی کسی و غم ، انگاری قسمتمونه


منو میگیری در آغوش ، باز دوباره میشکنم من

نمی شه از هم جدا شیم ، من شدم تو تو شدی من


از ته دل میگم ای کاش ، که بشه پیشم بمونی

چشم می دوزی به زمینو، میگی با من نمی مونی.....


ترانه سرا : یاسر مهوار حسینی
yaser_mahvarhosseini@yahoo.com
facebook.com/yaser.mahvar‬

๑۩۞۩๑ نازنین  گلم  ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير 
زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑ نازنین  گلم  ๑۩۞۩๑

تصاوير 
جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير 
زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد



اینجا کسی مثل تو نیست ، خوب وعزیز - پاک و یرنگ

نشد بهت بگم  دلم ، بدجور برات باز شده تنگ


می خوای بری همین وبس ، نَقل زبونت شده این

نه ساده دل نکن نرو ، نگذر از این قصه ببین


بمون تا ثابت بکنی ، هم به خودت هم به همه

دوستی عشقو سادگی ، اصلیه که اصل سره


شاید که پشت منو تو ، حرف و حدیث زیاده و

خیلیا چشم دیدن ، این دوستی و ندارن و


همش می خوان که پشتمون  ، حرف بزنن همینو بس

اما دلم قرص بود به این ، که پا نمی کشی تو پس


دلم به این خوش بود و تو ، چه ساده رد میشی ازم

هرچی بهت میگم نرو ، نه گوش نمی کنی گلم


دلگیر نشو - دلم میگه ، شاید دیگه نبینمت

تموم لحظه لحظه ها ، کمن برای دیدنت


خیلی دلم گرفته و ، باز شده دنیا یه قفس

حرمت دوستیت شده بود ، برای من حکم نفس


تو قلب دریایی تو ، خوبی و عشق نازنین

برای من همین بسه ، پا پس نکش فقط همین


گلم به این زودی نبُر ، چی جور دلت میاد بری

وقتی تو آسمون دل ، تنها تو تک ستارمی


به جون هردمون قسم ، دل از تو دل نمی کنه

نذار که بغض لحظه هام ، دوباره از نو بشکنه


نرو با رفتنت فقط ، دل می مونه  با یه نیاز

نیازی که برای اون ، مقدسه  مثله  یه  راز


که تو تموم لحظه هاش ، از کسی یاد کنه عزیز

که بهترین بودو خودش ، بی خبره از این یریز


راستی بهت نشد بگم ، که این یجور ترانه نیس

فقط یه نوع دردو دل ، که گفته دل با چشم خیس


دل دیگه آروم قرار ،  نداره نازنین گلم

فقط بگم بیاد تو ، هستم تا وقتی زنده ام


چی باشی پیشم یا بری ، چه بگذری ازم یوقت

فقط میگم اینو بدون ، بیادتم من همه وقت. . . .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير 
زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترانه سرا : یاسر مهوار حسینی

yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

facebook.com/yaser.mahvar

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير 
زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑ جای تو خالی گلم  ๑۩۞۩๑


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑ جای تو خالی گلم  ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد


گفتم تو قلب عاشقم ، جاتو نمیگیره کسی

گفتم بهت طاقت بیار ، تموم میشه این بی کسی


میگفتی که خاطر خواهات ، فتو فراوون شدن و

اگه که پا نذاری پیش ، می یاد منو ببازی و

 

تا آخره عمرت همش ، بشکنی از اینکه چرا

نشد یکی بشیمو من ، با تو نشه یکیشما


حرفای تو برای من ، روشن میکرد حقیقتو

تداعی شد بجاش برام ، دستای خالی منو


این واقعیت که عزیز ، هیچی نداره دل بجزء

عشق تو که گرفته بود ، وجود مارو جزء بجزء


دل تو غماره عشق تو ، فقط بازنده بود و بس

برگ برندت شده بود ، عشقی که شد حکم نفس


گفتم بهت که عشق تو ، تنها دلیلیه واسه

زندگی و عشق نازنین ، عشقت همه ثروتمه


می خندیدی که چی عزیز ، چونکه چرا پر نیست دسام

چرا با بی رحمی همش ، می خندیدی به گریه هام


اگرچه اونروزا دسام ، پر بود _ پر از خالی ولی

دلم پر از عشق تو بود ، اونروزا داشتم حرمتی


آخرسر حرمتمو ، شکستی و رفتی سفر

سفر که نه خونه بخت ، رفتی تموم شه دردسر


چقدر به دست و پات دلم ، افتاد بشه تا که نری

اما نشد بی عاطفه ، تنهام گذاشتی که بری


چند خط واسم نوشتی که ، عشق پول نمیاره پسر

عشقم میشه با پول خرید ، اینم یه اصله _ اصل سر


تو عاقبت رفتی من ، موندم با کلی خاطره

فقر دلم بدتر شد از ، وقتی گرفتی فاصله


حالا دل فقیر من ، از تو می خونه دم به دم

دسام پره اما تورو ، همیشه کم داره دلم


کردی غمار عشق منو ، به مال دنیا نازنین

ارزون فروختی ارزش ، سهام عشقترو ببین


تونست بگیره جامو پول ، تو قلب عاشقت عزیز

مثل من عاشقی و اشک ، می شماری یا که پول یریز


راستی دلت تنگ نشده ، برای تنهایی من

من که دلم تنگ برات ، بگو نرنجیدی زمن


بگو واسم مهمه که ، بدونه دل بیادمی

بگو توهم مثل خودم ، هنوز گرفتار غمی


بگو نشد بشه که پول ، جامو بگیره تو دلت

بگو هنوز بفکرمی ، عشقم نرفته از سرت


بگو چشات مثل چشام ، اسیره غصه و غمه

بگو دلت مثل دلم ، از این جدایی در همه


گفته بودم بهت بری ، می میره دل یادت میاد

دل داره می میره تو ، عشقه منو بردی زیاد


جاتو نمی گیره کسی ، تو قلب دیونه من

بگو بدونه دل عزیز ، چشات در انتظارمن


بیاو برگردو بگو ، نشد عوض بشی عزیز

بگو هنوز بفکرمی ، مثل خودم همش یریز


بگو تا کل عالمو ، بپات بریزه این دلم

دسام حالا پرن ولی ، جای تو خالی گلم. . . .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترانه سرا : یاســـــر مهـــــوار حســــینی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری
 ششم www.pichak.net كليك كنيد


๑۩۞۩๑  ديوار   ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑  ديوار   ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

نگاه كن چشامو از نو ، مي بيني به غم نشسته

روي گونه هاي زردم ، رده قطره هاي اشكه

 

دارم از نو مي نويسم ، يه ترانه از غم انگار

واسه نازنين گلي كه ، همه دنياش شده ديوار

 

مي دونم چه حالي داري ، مي دونم دلت شكسته

مي دونم كه بغض چشمات ، پاي دلتنگي نشسته

 

مي دونم به عشق نازت ، هنوزم اميدواري

ترست از اينه نباشه ، كه تو هم دووم نياري

 

مي دونم هنوزم از عشق ، مي خوني براي چشماش

مي بوسي دساشو از نو ، توي بحران نفسهاش

 

توي اين روزاي تلخ و ، توي اين دنياي بي رنگ

دست به دامن خدايي ، مي زني به دامنش چنگ

 

كه ببخشه اون و از نو ، به دل پاكو صميميت

تا نشه يوقت بگيره ، اون و از تو و غريبيت

 

نه يه لحظه دست نگهدار ، اين يه چند بيت و نخون خوب

خدايا خوندي تو چشماش ، كه شايد نمونه تا صبح

 

خوندي از چشاش خداجون ، كه مي خوان همينو از تو

به تني تبدار و بيمار ، تو ببخشي زندگيرو

 

جونشون بستس خدايا ، به همو ـ  بي هم مي ميرن

يكيشون كه پر بگيره ، هر دو جون مي دن و ميرن

 

خدا قيمت دلايي ، كه خودت شكستي چنده؟

دوست دارم بدونم اينو ، كه دل تو هم شكسته؟

 

قسمت مي دم خدايا ، تورو جون همه خوبات

اينارو نگيري از هم ، نشه اين حكمت كارات

 

مي بيني خدا دلاشون ، يجورايي نا اميده

با تموم نا اميدي ، به تو دل بستن هميشه

 

طفلكي براي عشقش ، زده باز به آب و آتيش

خدايي هواش و داري ؟ نبينم نكردي ياريش

 

مي بيني سخته خدايا ، تو چشاش با مهربوني

خيره شه اما نتونه ، بگه از غم وجودي....

 

كه شده وقف وجودش ، انگار يه ـ قسمت از اونه

جلو اون آروم چشماش ، در غيابش غرق خونه

 

ميره يه گوشه خلوت ، ميكشه ناخن به ديوار

اينقدر كه كرده گريه ، چشاش از اشك شده تبدار

 

مي دونم گلم مريضي ، ريشه كرده تو وجودش

تو شدي مايه صبرو ، سبب سايش دردش

 

با وجود تو هميشه ، توي اوج مي مونه مغرور

تو چشاتون برق عشقو ، دلاتون مملو از نور

 

اونم عاشقه عزيزم ، مثه تو ـ مثله خداتون

از خدا مي خوام سلامت ، بمونين كاش هر دوتاتون

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 ترانه سرا : ياســــر مهـــــوار حســــــيني

yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

تقديم به خانم گلي كه منو شما اكثرا ايشونو

 به اسم وبلاگ قشنگش ( دلشكسته) مي شناسيم

هميشه  منو داداش خودش مي دونه منم اونو خواهر گلم مي نامم

 با همه اينا جدا حس ميكنم به واسطه دل مهربون و آسموني كه داره

 جاش بين فرشته هاي خدا خالي خاليه ؟! آره آجي گلم يه فرشتس.

امشب عجيب تو فكر حرفايي بودم كه برام نوشته بودي ـ دلم گرفته بود

ياد چند خط آخره دردودلات كه افتادم ، بي اراده اشك تو چشام

حلقه زد ، بعد بيت بيت اين  ترانه پشت سره هم به ذهمنم اومدو منم

 تنها كاري كه مي تونستم بكنم اين بود كه

با همون حال  و همون اشكا اونا رو برات نوشتم

كه تقديمت ميكنم

خواهره گلم ( دلشكسته ) من براي سلامتي خودتو عشقت نذر كردم

 و از خدا خواستم كه شفاش بده همين جا هم

 از همه اون دوستايي كه دارن اين پست و مي خونن مي خوام

براي سلامتيش دعا كنن ، مواظب خودتون باشين دوستون دارم.

ياسر مهوار حسيني

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑  كشتي دل نشست به گل   ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 ๑۩۞۩๑  كشتي دل نشست به گل   ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترانه جديده من ، يجور گلايست از خدا

خدا ببخش اما بجاش ، بگذر از اشتباه ما

 

اينم يجور دردودله ، بذار به پاي سادگيم

هديه به عشقي كه شكست ، كنار دلشكستگيم

 

گريه نكن عزيزه دل ، دل بده باز دست خدا

اونكه ازم گرفتتو ، منو سپرد به غصه ها

 

اونكه ميگن رحيمو ، رحمتشم بي انتهاست

همتا نداره نازنين ، هميشه ياره عاشقاست

 

اما تو عشق منو تو ، انگار خدا پايه نبود

قصه دل بستن ما ، ميگن كه عاشقي نبود

 

گفتن هوا بود و هوس ، يا بچگي بوده و هست

گفتن كه بشكنيم دلو ، دل بكنيم از همو بس

 

تورو ازم گرفتن و ، منو گرفتن از تو

گفتن كه بچگي بسه ، بس كنيد اين قائلرو

 

اينجا اگه گريه كني ، ميگن فلاني بچسا

با طعنه ميگن كه ببين ، عشق شده بچه بازيا

 

اما كسي هيچي نگفت ، از منو تو از عشقمون

از حسو احساسي كه ما ، هميشه بود ميونمون

 

هيچكسي هيچ حرفي نزد ، حتي خدا كاري نكرد

دلم شكست – دلت شكست ، اما دل عشقو رد نكرد

 

سر نماز يادمه دل ، شد دست به دامن خدا

چند شب تا صبح با اشكو آه ، همش ميگفت خدا خدا

 

ازم نگيرشو منو ، از اون نگير همينو بس

اما خدا بي اعتنا ، به دستمون ، زد دست پس

 

تو رفتي سمت روشني ، من موندم و ظلمت و درد

گريه نكن عزيزه دل ، خدا به ما وفا نكرد

 

وگرنه بخت و سرنوشت ، همش بهونست نازنين

خدا نخواست يكي بشيم ، دلش نخواست فقط همين

 

حالا تو آسمون دل ، هميشه ابره ماتمه

خدا ببين حال منو ، نگو كه تقصيره منه

 

شكستي قلبيرو كه دل ، به بخشش تو بسته بود

وقتي ازم گرفتنش ، عين خيالتم نبود

 

ببين شكستي قلبمو ، چيزي ندارم كه بگم

ديگه نمي خوام ازغمام ، پيشه كسي دم بزنم

 

مصلحتت همينه نه ؟ در حق بنده هات خدا؟

كه وقتي عاشقن فقط ، بشكني قلبشونو تا

 

باز با خلوص بيشتري ، سجده كنن به عشق تو

خدا همينه منطقت ؟ مي شنوي احساس منو؟

 

حالا اگه كه كافرم ، اگه ازت بريده دل

تيره خلاصمو بزن ، كشتي دل نشست به گل

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد


ترانه ســـــرا : ياســــــــر مهـــــوار حســـــــــيني

yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

๑۩۞۩๑  آه  ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑  آه  ๑۩۞۩๑

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

آهسته و یواش یواش  , داری میری تو پا به پاش

روی سرت بارش نقل , میون دستاته دساش

 

اما تو دست سرد من , جواب نامه هایین

که می نوشتی تو واسم , چشام چه بی قرارتن

 

می لرزه اشک رو گونه هام , به لرزه افتاده دسام

دارم می بینمت ولی  , ای کاش که کور می شد چشام

 

وای منه سادرو ببین  , بعده یعمری نازنین

برگشتم اما تو بگو , چی عاعدم شده ببین

 

 دسته تو - تو دسای اون , حلقه شده نامهربون

نه باورم نمی شه که ,  این تویی تو آغوش اون

 

بازی می دادی به دلم , می خوام حقیقتم بگم

که بی وفای بی مرام , خدایی عاشقت شدم

 

ازم بریدی واسه چی؟ خواستی که ثابت بشه چی

اینکه چقدر پستی عزیز , فروختیمون تو باز به کی

 

پسته سیاهه بی صفت , بدون نمی گذرم ازت

الهی خوشبختی و عشق  , از زندگیت ببنده رخت

 

حالا چشات تو چشم اون , خیره شده با دلو جون

من این وسط اضافیم , وای ای خدای مهربون

 

این حقه من از عشق نبود , خودت بگو خدایی بود

آخه چرا به چه دلیل , دلت ازم گذشته بود

  

میگیره از رو صورتت , توره سفیده رو سرت

دست میکشه رو گونه هات , تا که بشه ببوستت

  

توی نگاهشه نگات  , درگیره چشماشه چشات

میون سوت و دست و جیغ , لب میذاره روی لبات

 

 جون میگیره صدای دست , زنجیره عشقت پاشو بست

کنار شادوماد گل , وای چه می رقصی مست مست

 

 اما یه گوشه ای سیاه , یکی نشسته بی پناه

لرزشه اشکه تو چشاش  , آهنگه عشقش شده آه

 

اینجا همه شادن و من  , چشام زغصه تر شدن

از غمه این دربه دری , لبریزه اشکه ماتمن

 

آره بازم نمک بریز  , رو زخم قلب من یریز

چقدر تماشایی شدی , توی لباس عروس عزیز

 

  چقدر بهت میآد ولی  , ای کاش می شد با اون نری

خودت بهم بگو ببین , چی جور دلت اومد بری

 

 خواستم که نفرینت کنم , اما نشد راضی دلم

خودت بگو که با غمت , چی جور باید كه سر کنم

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترانه سرا : یاســـــر مهــــــــوار حســــــینی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑ سخت بود واسم ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑ سخت بود واسم ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

گفتم به دل یه فرصت , تازه بذار بهش بدم

شاید بفهمه عشقمو , اینکه هنوز عاشقشم

 

شاید بفهمه قدرمو , حس کنه که نیازمه

حس کنه که دنیا واسم , بی اون مثه جهنمه

 

اما نه هیچ موقع نشد , بدونی تو قدره دلو

سخت بود واست که حس کنی , یه لحظه احساس منو

 

حالا دوباره باز عزیز , رسیده وقتش که بری

بهونه کافیه برو , نگو هنوز عاشقمی

 

این دل دلشکستمو , رفتی _  به زیر پا بذار

تو اون دیگه به جای عشق , تو بذر کینرو بکار

 

برو ولی یادت نره  ,  هیچی میونمون نبود

هرچی که بود انگار دلت , رازی به بودنش نبود. . . .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترانه سرا : یاســـــر مهــــــوار حســــــینی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

๑۩۞۩๑  گل و تگرگ ๑۩۞۩๑

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑  گل و تگرگ ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

ميگن گل هميشه عاشق آسمونه!

ميگن وقتي بارون مياد

به عشق اينكه  درده آسمون و تسكين بده

گلبرگاش و باز ميكنه

ولي گل از درك فرق بين بارون تگرگ عاجزه

وقتي هم كه تگرگ مياد

براي تسكين و همدردي با آسمون باز گلبرگاش و باز ميكنه

ولي وقتي با برخوردن اولين دونه تگرگ با گلبرگش . . . زخمي كه ميشه

بيشتر مثر ميشه تا هم عشقش و به آسمون ثابت كنه هم هم درديشو

براي همينم گلبرگاشو تا انتها باز ميكنه

ولي وقتي شاهده از بين رفتن تك به تك گلبرگاشه

حس ميكنه كه ديگه مردن و فنا شدن براش شرينتره تا ادامه زندگي كه

تو اون خبري از عشق آسمون نباشه

آره گلم

اينارو نگفتم كه خودتو بجاي اون گل بذاري يا بجاي آسمون

ولي

اينارو گفتم كه بدوني

چه تو اون گل باشي يا آسمون يا . . .  من

بايد مواظب مي بوديم تا ببينيم زيره كدوم آسمون داريم قدم برمي داريم

آسموني كه از ابراش بارون مهر مي باره و رحمت

يا آسموني كه از ابراش فقط تگرگ كينه مي باره و جدايي

من همه سعيمو كردم كه اگه جاي آسمونم

آسموني باشم كه زندگيشو خودشو وقف گلبرگاي احساس گلي كنه كه

مي دونه همه زندگيشه

يا اگه اون گل بودم

فقط گل اون آسموني باشم كه قرار بود يعمر سايه لطفشو رو سرم حس كنم

من متهم شدم به خيلي از چيزا و صفاتي كه كه نه درخوره من بود نه تو

امروز زنگ زدم بهت تا بگم

من پشتت وايسادم

ولي همينطور پشت تموم بوقاي آزاد و اشغالي كه مي خورد

به بي تفاوتي تو  رسيدم

من

جلو خونواده خودم و خونواده شما

جلو دوستاي تو و خودم كه همش ميگفتن منو تو هيچ شباهتي به هم نداريم

وايسادم

ولي آيا تو هم پشتم بودي

همه چي خراب شد

من تموم اون كارايي و كردم كه خواست تو بود

من همه كار برات كردم

چون در هر دو صورت تو هم آسمونم بودي و هم تنها گلي كه

دوسش داشتم و بهش دل بسته بودم

همه اين كارارو كردم تا نه به خودم مديون باشم بابت دلي كه بهت داده بودم

و نه به تو كه همه اميده زندگيم بودي و هستي

ولي همه چي خراب شد

گفتم عجله نكنيم

اما با همه اينا

من هميشه دوست دارم

چه جواب زنگم و بدي چه ندي

چه ديگرون راضي باشن . . . چه نباشن

مي خواستم بدوني

هميشه در قلب مني

چه بخواي و چه نخواي

ولي بهت حق مي دم

و ازت مي خوام هميشه هميشه مواظب خودت باشي

اگه هنوز برات ارزش دارم و اگه هنوز دوسم داري

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

بيشتر از اين ادامه نمي دم

ولي سر تموم قولايي كه بهت دادم هستم

چه اون قولي كه سر اذون بهت دادم كه هميشه مثل روزه اول دوست داشته باشم

و چه اون قولي كه بهم داديم كه همو تنها نذاريم

ولي ديگه نمي خوام شاهده تحقير شدنت بخاطر خودم باشم

نمي خوام شاهده سيلي خوردن دختري باشم كه همه عشق و وجودمه

همه اينارو گفتم كه بگم

حتي خونوادت زحمت فكر كردن در مورد تقاضاي منو هم به خودشون ندادن و منو

به چيزايي متهم كردن كه. . .

ولي منم بازم ميگم گلم

دوست دارم

حلقمم سر جاش مي مونه بجاي نگاه به آدما. . .

همون سنگ فرشايي و مي شمارم كه قرار بود وقتي منو ديدي ازم امتحان بگيري

گلم هميشه بخند چون خنده به صورت ماهت به اون چشماي خوشگلت مياد

من به تصميم تو خونوادت احترام مي ذارم

اونا برام هميشه محترمن و ازشون چيزي به دل نميگيرم

چون نگران توان

به داشتن چنين خونواده اي به خودت ببال كه اينقد دوست دارن

بخدا يه چشم اشكه يه چشم خون

دستام ميلزه از ديروز تا حالا دوبار رفتم زيره سِرم

از پري روز تا حالا همش سرگيجه دارم و نمي تونم غذا بخورم

ولي همه اين تلخيا

همه اين زجرا و تحقيرا برام شيرين و مقدسه

چون براي كسي كه هميشه دوسش دارم . . . هميشه

آره گلم

اگه اين درده دلامو مي خوني اشكات و پاك كن و بخاطر من

سرتو بالا بگيرو با غرور پا به يه آينده پر اميد بذار

مي دونم هركي كه كنارت باشه

خوشبخترين مردي ميشه كه هر كسي مي خواد مي تونه آرزوشو داشته باشه

فكره منم نكن

ديگه عادت كردم به اين طور برخوردا و تحقيرا و كوچيك شدنا

به اينجور دلشكستنا  و شكستا

بدون عزيزم كه

هميشه تو قلب مني و

من هميشه منتظرت مي مونم

تا آخرين لحظه اي كه قراره باشم

هميشه هميشه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد


دل نوشته اي از : ياسر مهوار حسيني



๑۩۞۩๑  خورشید و ماه . . . ๑۩۞۩๑

                                      ๑۩۞۩๑ خورشید و ماه . . . ๑۩۞۩๑                             

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

                         

خورشید خانم خوشگلکم ، ای مهربون دلبرکم

تازگیا سایه تو ، سنگین شده روی سرم

 

یه نیم نگاه نمی کنی ، به عاشق خسته دلت

تازگیا ابر غمو ، هی می کشی رو صورتت

 

ابرای تیره نگات ، میگن که دلخوری ازم

بگو گناه من چیه ، خاطر خواه نگاهتم

 

تو آسمون سرونوشت ، خورشید رویایی تویی

ماه شبه چارده منم ، اما تماشایی تویي

 

شبا به عشق دیدنت ، اشک می ریزم تا به سحر

با قلب دیونه ببین ، دارم میشم دیونه تر

 

خورشید خانم درستکه ، تو آسمونا دلبری

از تک تک ستاره ها ، به سادگی دل می بری

 

آما تو آسمون عشق ، من تک ستاره توام

نازتو نازنین دل ، به قیمت جون می خرم

 

ببین چه سردو ساکتی ، انگاری یخ کرده دلت

چیزی بگو حرفی بزن ، اگه که هستم لایقت

 

تضاده بین مارو هی ، همش بهونه می کنی

شاه شبو به چه گناه ، داری شماتت می کنی

 

آره من از تبار شب ، ولی تو از تبار روز

میگی بهم نمی رسیم ، دیگه بپای  من نسوز

 

اگه که کسره شعنته ، بگو سراغتم نیام

عاشقه روی ماهتم ، خاطرتو خیلی می خوام

 

کاشکی می شد فقط یبار ، تو شبه دل طلوع کنی

شبه سیاهه قصه رو ، روشن ز عاشقی کنی

 

اما به جون هردومون ، من از تو دل نمیکنم

اگه بخوای بخاطرت ، روزا غروب نمیکنم

 

نمی دونم چه رازیه ، طلوع من غروب توست

سرخی آسمون عشق ، تنگ غروب از غم توست

 

نمی دونی تو آسمون ، شبا چقد جات خالیه

درسته تاریکه ولی ، ماه روشن از خیالته

 

کاشکی عزیز طوری بشه ، تا من میآم نخوای بری

تو حاله سرخ غروب ، بیاد بشه طلوع کنی

 

وصلتمون وصلت عشق ، وصلت بین شب و روز

آشتی کنون نازنین ، نه شبه شب ـ نه روزه روز

 

ترانه سرا : یاسر مهوار حسینی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

๑۩۞۩๑  متـــــرو   ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

تا حالا فكر نمي كردم كه يروز

به مترو . . . به يه ايستگاه خاص

و به يه اسم. . . .اينقد وابسته بشم؟!

حتما" مييپرسين كه چرا

Ok ميگم شما هم بدونين

اين داستان زندگي منه. . . !

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

مترو


اولين باري كه ديدمش يه آرامش خاصي در گرو نگاهاي درياييش بود

يادمه بهم ريخته بودم . . . داغون

اما وقتي بهم خيره شد انگار غمام از يادم رفت

ديگه سرو صداي اطراف و شلوغي حاكم بر جو اونجا برام كم رنگ شدو

روم هيچ تاثيري نداشت

فضا پر از عطر نگاهاي منو اون شده بود

هردو خيره شده بوديم بهم

انگار همو سالها بود كه مي شناختيم

دلم لرزيد تو سينه . . . چشامو از چشاش گرفتم

ولي نگاهام بي اراده به هر سمتي كه خيره ميشد بالاخره

به نگاهاي اون گره مي خورد

شبا تو خيالم باهاش هم صحبت مي شدم و روزا

با نگاهاش غرق خجالت ـ هر چي كه بود حسه قشنگي بود

تا اينكه دل و به دريا زدم و يه شب باهاش هم مسير شدم

اون از خودش گفت و من از خودم

اون شب ، تا صبح نه من خوابم برد نه اون

همه دل خوشيمون

همون نيم ساعت مسيري بود

كه با هم با مترو مي رفتيم تا برسونمش

هميشه اون ايستگاه مترو نزديك خونشون برام

قشنگترين و با معني ترين جاي دنيا  بود

قطارا مي اومدن اونجا خاموش مي ايستادن

هر از گاهي هم صدايي از بلندگو شنيده ميشد كه

ساعت كار مترو تمام شده لطفا ايستگاه رو ترك كنيد

ولي سر اون رو شونه من بود دستاي اون تو دستاي پر خواهش من

هر دو بي اعتنا به صداي تو سالن غرق احساس هم  بوديم

از خدا مي خواستيم كه اي كاش مي شد تا لحضرو برامون نگه داره


دلامون ميگرفت

يعني امشبم تموم شد. . . .چقدر زود نيم ساعت شد


هميشه تو ايستگاه مترو غرق نگاهاش مي شدم و

خيلي آروم تو گوشش حرفاي دلمو ميگفتم

اونم با نجابتي كه داشت سرشو آروم رو به سينم نزديك ميكرد تا

بهتر صداي لرزونمو كه غرق خجالت بود بشنوه

اولين باري كه باهم رفتيم بيرون غذا خورديم بهترين ساعت عمرم بود

اون به عكساي توي لبتابم خيره بود و من به چشمايي قشنگي كه

انگاري تنها اميده زندگيم شده بود. . .

هروز به اميده اينكه ساعت موعود برسه و بتونم اون صورت ماهشو باز از نو

تو ايستگاه مترو ببينم

لحظه هامو يكي يكي . . .  مي سوزوندم

وقتي كه كنارش بودم برگاي آس مو براش تند و تند رو ميكردم

تا تو غمار لحظه هامون

هميشه اون برنده باشه ـ

اين برام مهم بود

خوشحاليش . . . سر بلنديش . . . موفقيتش

و از همه مهمتر خودش


هر روز كه از آشنائيمون مي گذشت

بيشتر و بيشتر براش دلتنگي ميكردم

يروز ازش خواستم بهم اجازه بده تا در خونشون همراهيش كنم

اونم تو اوج ناباوريام قبول كرد

اين يعني يك ربع بيشتر بودن با اون!

اون جلو راه مي رفت و من پشت سرش!

چه لحظه هاي قشنگي بود

هر از گاهي به عقب چشم مي دوخت تا ببينه من دارم دنبالش ميام يا نه

فاصله نگاهاشو مي شمردم

يك . . .دو . . . سه . . . چهار

وقتي بر ميگشت تو دلم ميگفتم

خانمي خيلي دوست دارم

با اينكه نيم متر با هم  فاصله داشتيم

با موبايل با هم در ارتباط بوديم

اون شبم برام يه شب استثنايي بود

 

اما يروز بهم گفت كه:

شايد ديگه باهام نتونه بياد بيرون

ازم پرسيد اگه ديگه منو نبيني چيكار ميكني

جلو اشكامو گرفتم

مي دونم دلش شور خونوادشو مي زد

هيچي نگفتم

ولي دلم شكست

اما بعدش گفت : حداقلش اينه كه هموباز تو مترو مي بينم نه

از ته دل گفتم آره چرا كه نه خانمي

بازم تو مترو همون سر جاي قبلي

باشه حتما عزيزم

اون شب يه چشم اشك بود و يه چشم خون

فرداش باز با هم قرار داشتيم

دوشاخه گل براش گرفتم

تموم جونم آرزو شده بود براي ديدن اون صورت ماهش

گلارو ازم گرفت

دستشو گرفته بودم

چه حس قشنگي بود بينمون

حس دوست داشتن و نياز

بهم گفت:

مي خواي همو يه هفته نبينيم

بازم دلم شكست

گفتنم عادت داري به دلشكستن

رومو برگردوندم تا اشكامو نبينه صورتمو با انگشتاي قشنگش

به سمت خودش آورد و اسممو صدا كرد و گفت بخدا شوخي كردم

تو دلم گفتم چه شوخي تلخي

قلبم درد گرفته بود

بروش نيووردم و قلقلكش دادم تا اون مثله من ناراحت نشه

تو ايستگاه

از اختلافات بين ديدگاهاي خونواده هامون گفتيم

واينكه. . . .

حرفاش همه درست بود

شايد ما بهم شبيه نبوديم

شايد خونواده هامون با هم از لحاظ اعتقادي فرق داشته باشن

ولي گناه ما چيه كه به هم علاقه مند شديم

اون شبم تا در خونشون پشت سرش رفتم

آروم اشك مي ريختم و با هاش طوري پشت موبايل صحبت ميكردم تا نفهمه

بعدشم شب

چه شب جهنمي بود

تا صبح همش تو فكر صحبتاش بودم

چشمام رو هم نرفت

و مي دونستم اونم حالش بهتر از من نيست

ولي. . . .

ولي از هرچي مطمئن نباشم

از حسه علاقه اي كه نسبت بهم داريم

كاملا مطمئنم

آره من دوسش دارم

الان با داشتنش خوشبختم

چون حضورشو تو قلبم حس ميكنم

تو هر تپش تو هر نفس

تو هر ثانيه

و اين قشنگه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری 
ششم www.pichak.net كليك كنيد

دست نوشته اي از : ياســـــر مهوار حسيني

๑۩۞۩๑ تقدیم با احترام به روح آرتیمیس عزیزم ๑۩۞۩๑


تقدیم به آرتیمیس عزیزم


๑۩۞۩๑ گله من ๑۩۞۩๑



گله من ، رفت که بره پیش خدا

پرکشید ، تو آسمون چه بی ریا

رفت و دل بریدو دل شکست و رفت

امّا دل ، بپاش نشسته سفت و سخت

 

گله من ، رفت حتی بی اینکه بگه

طفلی دل،  از رفتنش داره گله

آخرش خدا ، گرفت اون و ازم

حالا من موندم و اشکو آه و غم

 

گله من بوی بهشت ، می داد و عشق

توی چشماش شعله داشت ، هميشه عشق

واسه من ، می خوند همیشه از وفا

ساده از من پس گرفت ، اون و خدا

 

حالا زندونه برام ، این زندگی

دل داره دغ میکنه ، بگی نگی

چی برام مونده بجزء ، یاده چشاش

حالا دل مونده ، با کلی اشتباش

 

توی دستاش شعله داره ، تیغ و عشق

می کشه بیاده تو ، روی رگش

می شه جاری نازنین ، خون رو دسم

منتظر باش که بیام ، عروسکم

 

خیلی دلتنگ نگاهتم عزیز

از غمت می باره اشک من ، یریز

دیگه لحظه ـ لحظه ، موعوده تا

دل من بیاد کنارت ، که خدا

 

بشه باز تورو ببخشه ، به دلم

نه نشد ازت ، یوقت دل بکنم

حالا من موندم و ، لحظه های ناب

نفسم سخت شده دل ، نداره تاب

 

دارم آهسته ، رها میشم رها

می بینی ، چقدر قشنگه اشتباه

منو تو دوباره باز ، کنار هم

بینمون فاصله ها ، کم شده کم.....


ترانه سرا : یاســــر مهــــوار حســـــینی

ysaer_mahvarhosseini@yahoo.com




๑۩۞۩๑ این منم . . . . . . ๑۩۞۩๑

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

می افروزم کبریتی نو

تا بیفروزم آتش بر خرمن دل

آرام و آهسته با آه 

پک به سیگاری میزنم و در دل تاریکی دنج اتاقم

می نویسم متنی نو


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


این منم

گاهی تلخ . . . گاهی شیرین . . . گاهی خوشـــرو و گاهی هم. . .

گاهی شادو . . . و گاهی  درهم

گاهی زیبا و دل فریب . . .گاهی ژولیده و زننده

گاهی از عشق لبریزو گاهی از تنفـــــر سرشار

گاهی سبک همچون نسیمم وگاهی سنگین ! گاهی سنگین  . . .  چون ابر باران

گاهی در اوج و عرشم و گاهی در قعــر زندانی. . . چه می دانی تو از تشویشم

...........

اما تو فقط می بینی تنها در گوشه ای دنج در خود فرو رفته جوانی

 که حجم صورتش محو گشته در دود سیگار

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

این منم

ساکت . . . آرام . . . بی صدا . . . در گوشه تاریک در پی روشنی

بظاهر خندانمو " بظاهر شاد

گاهی از عشق می سرایمو گاهی زغم می گویم و می خوانمو . . .

گاهی از وفا می گویم و گاهی از جفا

گاهی خوبم . . .  خوب همچون فرشته و گاهی طغیانگرتر از. . . .

گاهی می خواهم بمانم و بمانم و بمانم تا ماندن را معنی کنم

گاهی می خواهم آنقدر نباشم که به یاد کسی نیاید که بودم  روزی!

...........

اما تو فقط می بینی تنها در گوشه ای دنج در خود فرو رفته جوانی

 که حجم صورتش محو گشته در دود سیگار

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

این منم

ویرانه ای به ظاهر آباد . . . آبادی بظاهر ویران

بهاری در دل خزان و خزانی بی پایان . . . بی انتها

سرابی که از دور زیبا بود . . . زیبا بود از دور سرابی از من

آن هم زمانی . . .  زمانی ای داد . . . امان از این زمانه بی حیا

...........

اما تو فقط می بینی تنها در گوشه ای دنج در خود فرو رفته جوانی

 که حجم صورتش محو گشته در دود سیگار

................................

این منم. . . .می نویسم : تا کمی آرام گیرم

اما ای کاش که می شد . . . ای کاش که می شد . . . کاش که می شد؟!

کاش می شد از پی سیگاری که خود را فدا کرد تا کمی تسکین بیابم

تو نیز گوش دل به دردم می دادی . . .  خدا؟

چه بگویم از حال زار و دل بیمارم

باز می افروزم کبیرتی تا بیفروزم سیگاری نو؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


دست نوشته ای از : یاسر مهوارحسینی

 

๑۩۞۩๑ شنيدم  ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ شنيدم  ๑۩۞۩๑



شنيدم كه نا اميدي ، از منو دلم بريدي

شنيدم كه در نبودم ، با يكي ديگه پريدي

 

شنيدم سنگ شده قلبت ، ديگه عشق نيست نه به صرفت

شنــــــــــيدم كه نازنينم ، اينـــــــروزا شلـــــــــــوغه قلبت

 

شنـــــــيدم تجارت دل ، ميكني راسته نه خوشـگل

پاكيتي فروختي ارزون ، كه نشه واست يه مشكل

 

شنيدم كه كرده لونه ، تو دلت بغض و بهونه

گله اي از تو ندارم ، اين شده رســــم زمونه

 

چند فروختي عشق مارو ، كي شدم غريبه با تو

كه اصا" نشد بفهـــــمم ، كِي زدي تو قيده مارو

 

شنيدم كه تو تباهي ، مي شي سر انگار تو گـــاهي

حتي دلتنگ تو مي شه ، گـــــاهي وقتا هم سياهي

 

اينروزا كه تو نگــــــــــاهت ، يا تو چشماي ســياهت

رنگ مي گيره هي دورنگي ، چيه ما نبود به كامت؟

 

صراحت داري بگي كه ، چرا شد به شـــكل كينه

واسه قلب و دل پاكت ، نجـابت ـ ســـــــوالم اينه

 

رِنج دل بستـــــــنت اي يار ، ديگــه روز به روزه انگـار

هيچكسي هميشگيت نيست ، نمي شه اسير تكــرار

 

دل به هركسي كه مي دي ، نداده دل پس ميگيري

واست ارزشي نداره ؟ ؟ ؟ ديگه پاكـــي و سپيدي؟؟



ترانه سرا : ياســــر مهـــــوار حســــــيني

๑۩۞۩๑ توبّه ز آدم ๑۩۞۩๑

 


 خدا جون شکرت که دادی ، تو به من نعمت شعرو
کـــه تو اوج بی کســی هام ، من با اون بــگــم غمامو

  تا بـشه راهـه نجاتی ، واسه ی رهایی از غم
تا که دیگه دل نذاره ، سر به رسوایی و ماتم
 


  همــــه ی هســـتیمو دادم ، پــــای یه دیــــــونه بازی
 حالا من موندم و عشقی ، که به دل باز می ده بازی

   اینجا یک رنگی گناهه ، وای دورنگی شده مطلوب
 شده مطلوب زمــــونه ، که ببــــینن  عشق و مصلوب



   همــــه گـــــرگــــا با تأسف ، تــو لبـاس بـرّن امّا
همه می دونیم و می شیم ، آروم آروم مثل اونا

  تا کـه رسوا نشه باشـیـم ، بشـیم همرنگ جماعت
 اون جماعتی که ننگ و، می خرن به جون چه راحت



   می زنن تهمت بی جا ، به همه . . .  به رسم دنیا
می کشن به گنده نفرت ، همه ی  دنیارو اونا

  می زنن پل به تبــاهی ، به جدایی رو سیـاهی
 عاقبت می نالن از این ، که خدا چه بی وفایی



   از تو ( خدا ) می کنن طلب هی ، بدهی های وفارو
همونــایی که بدهـــکار، مــی ذارن رو هم چشارو

  خداجون خیــــلی غریبی  ، غربتم سخته خدایی
منم این حسو چشیدم ، می دونم چه حسی داری



   جزء همین برگ سفیدو ، یه قلم هیچی ندارم
 دلمم خوشه هنوزم ،  که خداجون تورو دارم

   همــه ی دارو نـــدارم ، شـــد فنـــا به پای عشقی
 که می گفت هوامو داره ، امّا می داد دل و بازی



   حالا مــــن موندم و یادش ، با یه قلـــب بی تفــاوت
 که می سازه از خیالش ، واسه زجر دادن من بُت

   دیگه هیچ میلی ندارم ، واسه عاشق موندن از نو
 واســـــه زندگی خدایا ، حتّــی
تـــاب بنـــده هاتو



   آخه قلب بی کسه من ، تنها دل باخت به همونی
 که به بند کشید چه آسون ، دلمو با چرب زبونی

   حالا من موندم و شعرام ، با یه مجموعه ی غمگین
 که همــــه در مدح اونن ، با غم اون شــــــدن آذّین



   همـــــه ی دارایی مــــن ، حالا چندتا برگ نامسـت
 چند تا عکس پاره پوره ، با یه قلب زردو خستست

بظاهـــــــــر خندونم اما  ،  توی باطن دربو داغون 
خداجون خستم از عشقی ، که میگفت داره بهم اون
  



 همه ترکم کردن امّا ، جزء یکی که هست همیشه
 یکی  که هر لحظه هر جا ، همیــشه هــــــــوامو داره 
 
 نگـــــــــرونه خوب می دونم ، نگرون حال و روزم
آشناست امّا غریبم ، من با اون همیشه هر دم


 
  دستمو گرفته هر وقت ، تا کمک گرفتم از اون
 از تمـــوم کــلّ دنیا ، می مـــونه فقــــط برام اون
خوده معــشوقمه راستی ، گفته معشوقه ی اونم
 وای خدا توبّه ز آدم ، می خوام عــاشقـت بمونم


   ترانه سُرا : یاسر مهوار حسینی

๑۩۞۩๑ مادرم رفت تا سوی خدا ๑۩۞۩๑


مادرم رفت

My mother went

امیدم رفت _ عشقم رفت

Hope she was my love

همه ی دارو ندارم

All drugs do not

همه ی آنچه که داشتم

All that I

رفت

Went

از دستم رفت

Went from my hand


بی آنکه

Without

برای بار آخر .... یکبار

For the last....Once

مرا باز در امنیت آغوشش

Opened my arms in security

 بفشارد محکم

Wring firm 

و بگوید با من

And tell me

از غم  تنهایی خویش

Sadness Their own


مادرم رفت

My mother went

با دو دسته بسته و

Closed with two categorise

پای گره خورده و چشمانی باز

Feet tied and your eyes open

بی نسیب از لطفی

B Nsyb of Lotfi

که طلب داشت

That demand was

از تک تک این روزهای بظاهر تقدیر

Individual these days apparently appreciated


مادرم رفت

My mother went

آهسته و آرام

Slowly

مثل هروز که با قامتی در هم خورد

Hrvz such statur that eats together

پا به پا  گز میکرد

Flour was  Foot to foot 

راهروی عمر پر گوهر خویش را تا مرگ

Corridor filled with the essence of life to his death


مادرم رفت

My mother went 

بی اینکه مرا باز ببوسد یا از نو

Without you kiss me again or anew

باز به گوشم گوید از رسم این دنیا . . . ای داد

Says my ears open to the world of drawing. . . . .  Gave

یا برایم خواند از غصه ی

Or calling me from the grief

 مرگ شوهری که او را

Death of her husband

تا آخرین لحظه ی عمرش

Until the last moment of life

پرستش میکرد

Would serve


مادرم رفت

My mother went

بمانند برگی زرد

STAY yellow leaf

کز درخت دنیا

Of tree world

آهسته بر تن خاک تکید

Low soil on tons blight 

یا همانند گلی در گلدان

Or like a flower pot

آهسته آرام

Slow slow

خشکید

Blight

مادرم رفت

My mother went

و برایم تنها

And only me

باز نهاد

Open institutions

غصه وانکار غمو دردی را

Privacy rue grief pain

که یک عمر به دوشش می کشیدو حتی

Milking a life to be even carry

یک لحظه ام ز غمش

I have a moment rue

لام تا کام

Never

دم نزد تا نکند

With the tail not

خاطره فرزندانش را

Memory of children

 یک لحظه پریشان احوال

Council distracted for a moment

خوش آرمیدو آرام گرفت در بستر خاک

Welcome slept in the bed soil

خوش آرمیدو آرام گرفت در بستر خاک

Welcome slept in the bed soil

خوش آرمیدو آرام گرفت در بستر خاک

Welcome slept in the bed soil


خوش آرمیدو آرام گرفت در بستر خاک

Welcome slept in the bed soil

ای وای . . . .

My


پس کجا خواهم یافت

So where was I

رنگ مِهربان نگاهت را من

I'll be watching the gentle color

گرمی دستانه پر از مهرت را

 Team filled with the warmth love

لطف آغوشه پر از عشقت را

Full of love thanks to bosom

دیگر که به دامن گیرد

Another is that fuel

صورتم را وقتی

When my face

که به پهنای سیمای غمنگینم اشک

The width of the Broadcasting sad tears

بر دامن پر زمهرتو می ریزد.

The full skirt is love puts.


مادرم رفت و نرفت است انگار

My mother went and did not like it is

و نخواهد رفت زین پس

And will not saddle the

یادو خاطره اش از دله من

Souvenir & his memory glutton I

مادرم رفت . . . تا سوی خدا

My mother went. . . . .  To God


روحش شاد

God bless his soul


روحش شاد

God bless his soul


دل نوشته : یاسر مهوار حسینی
Heart: Yaser Mahvar Hosseini

๑۩۞۩๑ دل نوشته هایی از :  یاسر مهوار حسینی ๑۩۞۩๑

تقدیم به او که رفت و رفت تا با 

رفتنش به این باور برسم

که

هر خدا نگهداری

دیداری در پی نخواهد داشت......

 


من بیادت هستم

گرچه از خاطر تو رفته باشد يادم

و نگاهت نكند باز نگاهم اي گل

من بيادت هستم

من بيادت هستم

وبه يادت همه شب

مي شود ابري باز

حجم غمگين نگاهم اي يار

من بيادت هستم

در شبانگاهانی

که بیادت تا صبح

اشک ها خواهم ریخت

و سحرگاهانی

که بیادت تا شب

باز هم اشک خواهم ریخت

توبیا با من باش

گرچه در ياد تو نيست

آن همه وعده وعيد

عشق و اميد

كه به من مي دادي

گرچه در ياد تو نيست

رونق اشكانم

كز غمت مي بارند

تو به من یاد بده

و بياموز مرا

كه بيادت همه شب

من چگونه  نكنم نا له و

اشك

از نگاهم نشود جاري و

من

نكشم آه

از ته دل

با فغان اسمت را

نکشم فریادو

نکشم شعله به دامانه وجوده کبریایی خدا

که چرا تو ربودی از من

قلب و جان و همه احساسم را

و به تو خواهم گفت

گر مجالي باشد

گر كند خدا قسمتمو

يا شود قسمت تو

يا دلت ياري رساند به دلم

با همه احساسم

همه ادراكه وجودم

باغرور خواهم گفت

من اگر . . . .

من اگر يادت نكنم نامردم

من اگر عشق تو را در سجده معبود

پرستش نكنم

نامردم 

 من بیادت هستم

گرچه در خاطر تو

نیست دگر هیچ یادی و نشانی از من

گرچه در باور تو

شعله ندارد انگار

آتش عشقی  که بدان

تو قسم می خوردی

من کجا گم کردم

همه ء آن

همه احساسی را

که زمانی

ای دوست

وعده اش را توبه من

می دادی

کاش به من می گفتی

من کجا گم کردم

 

دل نوشته ای از : یاســـــر مهوار حسینی


 

من بهت قول داده بودم یادته

اینکه از تو دل نگیرم یادته

 

اینکه تا آخره عمرم نازنین

فقط از تو من بخونم یادته

  

من بهت قول داده بودم نازنین

همیشه میگفتی  _ عاشقی ببین

 

یادته شبا توی فکرو خیال

ماه من بودی و من خاک زمین

 

یادته تا که دلامون میگرفت

از غمه تقدیرو روزگاره زشت

 

آروم وساده ی  ساده بی صدا

توی آغوش هم آروم می گرفت

 

همیشه آرزوت این بود یه زمون

هیچکسی نیاد یروز میونمون

 

یادته یه شب منو دادی قسم

که نگم پیشت دیگه از اینو اون

 

من بهت قول داده بودم نه گلم

اینکه جزء عشقه تو از کسی نگم

 

اینکه تنها واسه ی تو باشمو

غیره تو دل به کس دیگه ندم


یادته تو آسمون قلب تو

گفتی که داری یه تک ستاره و

 

اون یه تک ستارتم گفتی منم

خانمی _ یادت می آد ستارتو

 

من بهت قول داده بودم که یروز

بی خبر نرم _ توهم نری یروز

 

قول دادیم _ که تا همیشه تا عبد

نزنیم قیده همو یوقــت یروز

  

خانمی یادت می آد تو صحبتات

همیشه از عشق میگفتی و صفات

 

هنوزم به اون خدا طفلی دلم

می سوزه تو عطش مهرو وفات

 

گله ای از تو نداره دل بگم

هنوزم به چشم من ماهی گلم

 

خانمی خیالت تخت باشه عزیز

هنوزم دوست دارم _ عاشقتم

 

من بهت قول داده بودم یادته

گله من هنوز دلم بیادته

 

هرموقع خواستی بیای _ پاشو بیا

آخه دل طفلی هنوز خرابته



ترانه سرا : یاســـــــر مهوار حسینی