گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم خدایا چقدر دوری؟! گفت: تو یا من؟
گفتم خدایا تنهاترینم! گفت: پس من؟
گفتم خدایا کمک خواستم! گفت: از غیر من؟
گفتم خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
رویاهام..........
خدا را میکردم که تو را هر چه زودتربه من برساند..!اما.هنوز هم نرسیده ای هنوز من
به یادت تنهام......تو که لحظه غم من نبودی یاریم کنی تنها خداوند یار من بود در خلوت خاموش شبهایم درخشید .
بعضی وقتها فکر می کنم اگر روزی بیایی به تو خواهم گفت چرا حالا؟!!وقتی با اشکهایم از خداوند تو را می خواستم کجا بودی؟؟!!! کجا بودی تا نشکنم این گونه بی صدا .........
تا اشک ماتم وحسرت نریزم از تمام دنیا گذشتم چه شادی ها در راهم بودند اما به خاطر تو از آنها گذشتم............!!!!!!!!!!!!!!
وقتی با تکرار این جملات اشک از چشمان پاکم سرازیر میشود حس میکنم بیایی خواهم گفت:خوش آمدی..............................................
سری شعر های عاشقانه

سری شعر هایی که دست نوشته ی کودک عاشق درون طاها است.
آدم رو به اوج میبره!
سری شعر های عاشقانه


آرزو.....
برای مردان بزرگ سدی وجود ندارد
یا راهی میابیم
یا راهی میسازیم
قفل
کارلایل
دیل کارنگی....
فرصت ها
کودک...
رابیندرانات تاگور
زندگی .......
نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم
موفقیت
زندگی
گفت
نخریدند
نفروختم
تمام شد
آرزو
خوشبختی
نمی توان جلوی وزیدن باد را گرفت اما می توان آسیاب بادی ساخت
قبل از اینکه شروع به بالا رفتم از نردبان موفقیت بکنی مطمئن شو که آن را به جای درستی تکیه داده ای
زندگی
خوشبختی و موفقیت
خوشبختی دوست داشتن چیزیست كه بدست آوردهای
حقیقت....
هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است . ارد بزرگ
در ........ یا دیوار
جون اگه قرارا بود باز نشه به جاش دیوار می ساختن
حسین براستی که بود ؟ چه بود ؟ چرا بود ؟ و ......
افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را ی آبی نامیدند.
دکتر شریعتی
jomleh ziba
بمانیم تا كاری كنیم ٬ نه كاری كنیم تا بمانیم .
به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن.
راه های نرفته
روز هایی که کلی برنامه ریزی براشون انجام داده بودیم . و انتظار رسیدنشونو میکشیدیم.
و میخواستیم کارهای مفید کنیم ...اخلاقمونو تغییر بدیم ... بهتر باشیم ...به جایی که میخواستیم برسیم و خلاصه چیزی که میخواستیم بشیم... اینا همون حرفایی بود که برای روز نیومده (فردا) میزدیم .
اما وقتی که فردا میومد دوباره همه چیز مثل دیروز میشد و انگار که هیج تصمیمی نداشتیم برای خودمون... و همین طور روزها و فرداهای دیگه...
و اینطور بود که بزرگ شدیم .
بعضی هامون تو گذشته موندیم و حسرت کارهای نکرده و راههای نرفته ای رو خوردیم که باید انجام میدادیم و میرفتیم ... و به جاش بیراهه رو انتخاب کردیم .
بعضی دیگه هم بعد از کیش و مات شدن ; دوباره بازی درست تری رو با دقت و پیش بینی کردن شروع کردیم تا اشتباههای گذشته رو جبران کنیم ...
...و بعضی دیگه هم (به خیال خودمون) فکر کردیم دیگه هیچی فایده نداره...حتی جبران! اما یادمون رفت که " انسانی برنده ست که تو بازی زندگی بعد از شکستش دوباره بلند شه و شروع کنه! شروع..."
...و اینطور می شه که آدم برای گذشته(فردای تموم شدش) دلتنگی میکنه که ای کاش اون فرداها رو به خوبی تموم میکرد و زود تر به خواسته های خوب زندگیش میرسید و "دوباره میگه هنوز هم دیر نیست! فردا های زیادی هست که هنوز نیومده ! "
...و به خودمون میگیم : امروز فرداییست که دیروز منتظر آن بودی پس از دستش نده تا همانند قبل افسوس بخوری و آن را بر باد رفته ببینی...هنوز فردایی هست که از دستت نرفته!
پس این حرفو رسمی تر و عادلانه تر برای خودمون و تو گوش دیگران زمزمه می کنیم :
"راه فردا که در پیش داریم راه نرفته ی ماست آن را درست بپیماییم "
برگرفته از ...راه نرفته.....
صلح ابدی
« آدولف هیتلر »
مهمانی گرگ
شادترین افراد.....
.........
سخنی از سقراط
گاهی باید ایستاد
گاهی برای رسیدن باید ایستاد
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.