جواب منفی

نمیدونی نیستی جای من وقتی بهت بگن که دیگه حسی بهت ندارن  دلتو بشکنن بگن دوست ندارن

اینـا رو من به چشـم دیدم حسش کردم با گوشت استخـونم گرفتم زبون به دندون شدم تـنها پریشـون

واسه یه مرد خیلی سخته که غرورش شکسته شه ولی من یکی غرورمو زیر پات گذاشتم

خواسـتم نـری بـه پـات افتادم دستـی دسـتی غـرور مـردونمو به خاطـرت به حراج گذاشتم

اشـک مـنـو تـو دنـیـا کسـی نـتونـست در بیـاره ولـی تـو بـا یه جمله بغضمو شکستی و جـواب  خوبیـام  و دادی

حالا هر وقت اسمت میاد نخواسته آه میکشم  یاد خاطراتت میوفتم فریاد میکشم میگم کاش نمیومد اون شب لعنتی

مـیبیـنی حـال و روزم شـدم بـدتر از دیـونه ها  خـودتم مـیدونی باعـثـش توء یـی مـیتونی به دی جواب خدا رو

میتونی برگردونی بهم اون روزا رو، که عاشقت نبودم عاشقم کردی چرا اون روزا نبودی به فکر راه در رو

یـادت مـیاد به من میگفتی جو جو حالا چی شده شدم واست لولو که دوست نداری ببینی رنگ و رومو

حتی راهــتو با دیـدنم عوض مـیکنی جـگرمو رو اتیش کباب مـیکنی  لا اقل بـگو دلیـل ایـن همه ظلمو

در جواب تموم سوالام  گفتی باید فراموشت کنم واسه همیشه، تا اخر عمرت واسه من جوابت منفیه

گفـتی حمـاقت برگشتن دیگه تکرار نـمیشه آغوشت روی مـن باز نمیشه پس مـنم رفتم واسه هـمیشـه

 

خودکشی

بعد رفتنت فقط موند واسه من یه تیغ یه شاهرگ، تیغی که بود تشنه سرخی رگهام

نمیدونم فکر خودکشی بود از ضعفم یا خیلی دوستت داشتم که طاقت با یکی دیدنت نداشتم

برق تیغ و التماس رگهام  تیک تیک ساعت ناز اعداش من بدرقه می کردن بسوی مرگ

نبودی باهات خداحافظی کنم بگم افتادم  به زیر پاهات،مثال برگ

بعد مردنم نمی خوام مرده پرستی بکنی اشک  بریزی زندگی بخودت حروم کنی

وقتی زنده بودم عکسامو از دیوار اطاقت کندی  به دلم افتاد دیگه ،از من دل کندی

این ثانیه های اخر عمر منه  نفسم داره تند تند میزنه فرشته مرگ داره واسم دست تکون میده

داره چشمام کم کم بسته میشه خاطراتت مثل گلوله میشه  این دم اخر هم قلبم ازخاطراتت خلاصی نداره

تیغ کشیدم راحت شدم بای  عشق بی رحمم، من میبینمت یه روز تو جهنم ای عشق من

گریه نکن به حال من من همیشه تو رو میخواستم ولی خودیها گرفتنت از من

بدون تو

بدون تو دارم پیر میشم عشقم، از ندینت خم شده پشتم رسیدم به ارزوی مرگم

همیشه می ترسیدم از این حال امروزم اینکه تنها شم بدون تو اواره باشم

دارم کم میارم، میخوام مثل بارون ببارم، شاید دل خدا  بسوزه، تو رو بهم برگردونه 

دنیا بدون تو هیچه، سرم بالای داره لب پرتگاهم،  تولبات مثل همیشه خندونه

نفهمیدم کی هستی، چرا دوباره عاشقم کردی،ولی هرکی که هستی، واسم مقدسی

شدم تنهای تنها همدمم خاطراتت با چه رویی بگم بازم پیشم برگردی

این منم بدون تو، مرد رویاهات ، کشتیم به گل نشسته از وقتی که دور شدم از ساحل چشمات

نفس نفس اسمت روی لب، با قاصدک بهت میدم نامه، که محاله کسی بیادو بشینه جای عشقت

اب ونمک

باز می باره بارون داره کم کم میاد زمستنون امان از این دل ساده و پریشون

چه ساده بودم کنار تو گرگ مثل یه بره بودم ندونستم داری میکنی بازی با من

حالا که رفتی  منتظرم نشستی  موفع خداحافظی با نامه  گفتی هم درا رو رو من بستی

از غریبها با کنایه شنیدم، گفته بودی قیافم و دوست داری ببینی،  وقتی بهم بگی دوستم نداری

لیاقت عشقم نداشتی  می خوام بگم خیلی پستی  مثل پینیکیو  دروغگو بزرگی هستی

نمیدونم  چرا ازم گذشتی  الان با کی هستی پشت کدوم سوار کار اسب سپیدی نشستی

ولی یه روزم  اسب سیاه نفرینم تو رو میشونه به پشتش  سیاه میکنه روزگار تو عشق جدیت

با  دل من کردی  یکم  اشپزی من گذاشتی  عجب تو ی اب ونمکی  تا شاید پیدا کنی مرد ارزوت

اما بدون هیچ وقت  با شکوندن  هیچ دلی نمی تونی برسی به ارزوت

Baye

3:20 am

۱۱/۶/۱۳۸۹

 

 

 

 

 

 

تو کسی نبودی

سلام من رضا زنگنه ۲۳ سالمه ساکن تهران از وقتی .....شعر معمولی گفتم

 

 تو کسی نبودی

دیدی چه اسون خراب شد زندگیمون ،چه راحت بریدن چشمون نازت از من

تو که میگفتی هر شب میبینی خواب چشای رنگی من، افسوس برای تو من

اختیار دستمونو دادیم دست غرورنشیتیم گوشه ایو اتیش کشیدم عشقمونو

بیا برگرد پیشمنو ،بگو اینا یه خواب بود، بیدار شو عزیزم ،من هنوز هستم کنار تو

چه افسوسا که نخوردم با این حال زارم گریمو در میا ری پا روی غرورم میذاری

می خوای چی رو ببینی من که میگم خودم باختم پرت شدم از پرتگاه عشقت چرا اینو نمیفهمی

دوست دارمو کردی یه ارزو محالو خفه کردی منو توی دریای غرورت

نگو این کاره نبودی که من میارم یادت روزای که چه کردی با من عشقت

جو گرفته گازت منو بردی از یادت کاش یشه سریهم بزنی به خاطراتت

وقتی که تنها بودی واسه خودت کسی نبودی بهترن ادم من بودم واسه سر گرمیت