باور

فرا رسيدن ماه پيروزي خون بر شمشير، ماه محرم تسليت باد

هر روز تو را باور می کنم

در نزدیک ترین

نقطه ی فرات

جایی که مشک تشنگی را ترجمه می کند

.

.

.

آن وقت

در ذهن خاک چه می گذرد

وقتی که

خورشید حنجره ات را می بوسد

سرنخ

بلوغم را گم كرده ام

حتي سرنخ هاي كودكي ام را

كافي ست

كفش هاي بچگي ام گريه كنند

تا ذره اي از خودم را

پيدا كنم.