روزی که تمام نیست...
روزی که با یک اتویوس می روی و
با یک سیگار برمی گردی
روز تمام می شود
سیگار هم!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 8:52 توسط امیرانصاری
|
روزی که با یک اتویوس می روی و
با یک سیگار برمی گردی
روز تمام می شود
سیگار هم!
- با صدای طبل که از یک شبه تا بلخ رفتن آمده ام
اگر که می شنوی سقف! به روی آسمان گشاده تر ...این بارانه! باران من!
ورداشته من را ببرد به کودکی نشان بدهد یا به ترکه آل
بالو!
نه...
که اگر کودکی داشت
من را به همخوابی و این باران نمی خواست
دیگر که را یاراست که بیش از این در متن بنشیند ، از آسمان بریزد، سقف بشکاند؟
اگر که می شنید چطور با لذت دافعی به نیم سوخته ی سیگار پک می زنم...
اگر که می شنوی باران،
- همخوابه شبهای تردست اردیبهشت که بهارخواب و شرجی از تو به ستوه آمد:
سقف به آسمان دهن باز کرده به سینه ام مک می زند
ماه بلند تر است تن ها تر ام
....
پی نویس: بندهای" - ..."ادامه سطر قبلی اند که یک سطر بلند باید خوانده شن فقط بلاگفا اجازه همچین سطرهای بلندی رو به شاعر نمی دهد.
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.