رویاهام..........
خدا را میکردم که تو را هر چه زودتربه من برساند..!اما.هنوز هم نرسیده ای هنوز من
به یادت تنهام......تو که لحظه غم من نبودی یاریم کنی تنها خداوند یار من بود در خلوت خاموش شبهایم درخشید .
بعضی وقتها فکر می کنم اگر روزی بیایی به تو خواهم گفت چرا حالا؟!!وقتی با اشکهایم از خداوند تو را می خواستم کجا بودی؟؟!!! کجا بودی تا نشکنم این گونه بی صدا .........
تا اشک ماتم وحسرت نریزم از تمام دنیا گذشتم چه شادی ها در راهم بودند اما به خاطر تو از آنها گذشتم............!!!!!!!!!!!!!!
وقتی با تکرار این جملات اشک از چشمان پاکم سرازیر میشود حس میکنم بیایی خواهم گفت:خوش آمدی..............................................
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.