๑۩۞۩๑ پاخورده و جا مانده و مخدوش ๑۩۞۩๑
پاخورده و جا مانده و
مخدوش
بوسه ای بر من زد
بر لب تشنه ی من
چشم او مست و خمار
چشم من تشنه دانستن یک کهنه سوال
که مرا از سر عشق می بوسد؟؟؟؟؟
و دو دستش آرام
همچو پیچک
دور من می تابید
و من ساده دل از این احساس
که مرا از سر عشق میخواهد
غرق آغوش پر از شهوت او بودم و بس
عشق من
در دل او شعله نداشت
آنزمان. . . که . . . . دکمه ها ی پیراهن من
با حس سرانگشتانش
یک به یک می شد باز
ولبانش
دما دم می نشست بروی
لب دندان گناه آلودم
من به او خیره او
چشم دل بسته به کنکاش وجودم مشغول
عاقبت از سر ارضاء به خودش لرزیدو....
دل من نیز به خود لرزیدو
روی تخت بی عاری خود بی رمق افتاد و
دل من نیز زپا افتاد و
آهی از دل سر داد
آه من . . . در گلویم خشکید
قطره ای اشک از آرامش روح
کنج چشمش بنشست
دل من نیز
در حس حماقت بشکست
آه
منو دل هردو
پاخورده جامانده و مخدوش
به او خیره شدیم
او به من
نه دگر کرد نظر
نه دگر داشت او میل
لعنت به تو و حس پلیدت که مرا
هر موقع که میلت باشد
می فریبی بانو . . .
من زخود بیزارم
من از این دل
از این حس
از این حال و هوا بیزارم
به خدا بیزارم
به خدا بیزارم . . .
دل نوشته : یاســــر مهـــــوار
بوسه ای بر من زد
بر لب تشنه ی من
چشم او مست و خمار
چشم من تشنه دانستن یک کهنه سوال
که مرا از سر عشق می بوسد؟؟؟؟؟
و دو دستش آرام
همچو پیچک
دور من می تابید
و من ساده دل از این احساس
که مرا از سر عشق میخواهد
غرق آغوش پر از شهوت او بودم و بس
عشق من
در دل او شعله نداشت
آنزمان. . . که . . . . دکمه ها ی پیراهن من
با حس سرانگشتانش
یک به یک می شد باز
ولبانش
دما دم می نشست بروی
لب دندان گناه آلودم
من به او خیره او
چشم دل بسته به کنکاش وجودم مشغول
عاقبت از سر ارضاء به خودش لرزیدو....
دل من نیز به خود لرزیدو
روی تخت بی عاری خود بی رمق افتاد و
دل من نیز زپا افتاد و
آهی از دل سر داد
آه من . . . در گلویم خشکید
قطره ای اشک از آرامش روح
کنج چشمش بنشست
دل من نیز
در حس حماقت بشکست
آه
منو دل هردو
پاخورده جامانده و مخدوش
به او خیره شدیم
او به من
نه دگر کرد نظر
نه دگر داشت او میل
لعنت به تو و حس پلیدت که مرا
هر موقع که میلت باشد
می فریبی بانو . . .
من زخود بیزارم
من از این دل
از این حس
از این حال و هوا بیزارم
به خدا بیزارم
به خدا بیزارم . . .
دل نوشته : یاســــر مهـــــوار
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:14 توسط یاسر
|
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.