๑۩۞۩๑ گل و تگرگ ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ گل و تگرگ ๑۩۞۩๑

ميگن گل هميشه عاشق آسمونه!
ميگن وقتي بارون مياد
به عشق اينكه درده آسمون و تسكين بده
گلبرگاش و باز ميكنه
ولي گل از درك فرق بين بارون تگرگ عاجزه
وقتي هم كه تگرگ مياد
براي تسكين و همدردي با آسمون باز گلبرگاش و باز ميكنه
ولي وقتي با برخوردن اولين دونه تگرگ با گلبرگش . . . زخمي كه ميشه
بيشتر مثر ميشه تا هم عشقش و به آسمون ثابت كنه هم هم درديشو
براي همينم گلبرگاشو تا انتها باز ميكنه
ولي وقتي شاهده از بين رفتن تك به تك گلبرگاشه
حس ميكنه كه ديگه مردن و فنا شدن براش شرينتره تا ادامه زندگي كه
تو اون خبري از عشق آسمون نباشه
آره گلم
اينارو نگفتم كه خودتو بجاي اون گل بذاري يا بجاي آسمون
ولي
اينارو گفتم كه بدوني
چه تو اون گل باشي يا آسمون يا . . . من
بايد مواظب مي بوديم تا ببينيم زيره كدوم آسمون داريم قدم برمي داريم
آسموني كه از ابراش بارون مهر مي باره و رحمت
يا آسموني كه از ابراش فقط تگرگ كينه مي باره و جدايي
من همه سعيمو كردم كه اگه جاي آسمونم
آسموني باشم كه زندگيشو خودشو وقف گلبرگاي احساس گلي كنه كه
مي دونه همه زندگيشه
يا اگه اون گل بودم
فقط گل اون آسموني باشم كه قرار بود يعمر سايه لطفشو رو سرم حس كنم
من متهم شدم به خيلي از چيزا و صفاتي كه كه نه درخوره من بود نه تو
امروز زنگ زدم بهت تا بگم
من پشتت وايسادم
ولي همينطور پشت تموم بوقاي آزاد و اشغالي كه مي خورد
به بي تفاوتي تو رسيدم
من
جلو خونواده خودم و خونواده شما
جلو دوستاي تو و خودم كه همش ميگفتن منو تو هيچ شباهتي به هم نداريم
وايسادم
ولي آيا تو هم پشتم بودي
همه چي خراب شد
من تموم اون كارايي و كردم كه خواست تو بود
من همه كار برات كردم
چون در هر دو صورت تو هم آسمونم بودي و هم تنها گلي كه
دوسش داشتم و بهش دل بسته بودم
همه اين كارارو كردم تا نه به خودم مديون باشم بابت دلي كه بهت داده بودم
و نه به تو كه همه اميده زندگيم بودي و هستي
ولي همه چي خراب شد
گفتم عجله نكنيم
اما با همه اينا
من هميشه دوست دارم
چه جواب زنگم و بدي چه ندي
چه ديگرون راضي باشن . . . چه نباشن
مي خواستم بدوني
هميشه در قلب مني
چه بخواي و چه نخواي
ولي بهت حق مي دم
و ازت مي خوام هميشه هميشه مواظب خودت باشي
اگه هنوز برات ارزش دارم و اگه هنوز دوسم داري

بيشتر از اين ادامه نمي دم
ولي سر تموم قولايي كه بهت دادم هستم
چه اون قولي كه سر اذون بهت دادم كه هميشه مثل روزه اول دوست داشته باشم
و چه اون قولي كه بهم داديم كه همو تنها نذاريم
ولي ديگه نمي خوام شاهده تحقير شدنت بخاطر خودم باشم
نمي خوام شاهده سيلي خوردن دختري باشم كه همه عشق و وجودمه
همه اينارو گفتم كه بگم
حتي خونوادت زحمت فكر كردن در مورد تقاضاي منو هم به خودشون ندادن و منو
به چيزايي متهم كردن كه. . .
ولي منم بازم ميگم گلم
دوست دارم
حلقمم سر جاش مي مونه بجاي نگاه به آدما. . .
همون سنگ فرشايي و مي شمارم كه قرار بود وقتي منو ديدي ازم امتحان بگيري
گلم هميشه بخند چون خنده به صورت ماهت به اون چشماي خوشگلت مياد
من به تصميم تو خونوادت احترام مي ذارم
اونا برام هميشه محترمن و ازشون چيزي به دل نميگيرم
چون نگران توان
به داشتن چنين خونواده اي به خودت ببال كه اينقد دوست دارن
بخدا يه چشم اشكه يه چشم خون
دستام ميلزه از ديروز تا حالا دوبار رفتم زيره سِرم
از پري روز تا حالا همش سرگيجه دارم و نمي تونم غذا بخورم
ولي همه اين تلخيا
همه اين زجرا و تحقيرا برام شيرين و مقدسه
چون براي كسي كه هميشه دوسش دارم . . . هميشه
آره گلم
اگه اين درده دلامو مي خوني اشكات و پاك كن و بخاطر من
سرتو بالا بگيرو با غرور پا به يه آينده پر اميد بذار
مي دونم هركي كه كنارت باشه
خوشبخترين مردي ميشه كه هر كسي مي خواد مي تونه آرزوشو داشته باشه
فكره منم نكن
ديگه عادت كردم به اين طور برخوردا و تحقيرا و كوچيك شدنا
به اينجور دلشكستنا و شكستا
بدون عزيزم كه
هميشه تو قلب مني و
من هميشه منتظرت مي مونم
تا آخرين لحظه اي كه قراره باشم
هميشه هميشه

دل نوشته اي از : ياسر مهوار حسيني
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.