๑۩۞۩๑ ديوار ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ ديوار ๑۩۞۩๑

نگاه كن چشامو از نو ، مي بيني به غم نشسته
روي گونه هاي زردم ، رده قطره هاي اشكه
دارم از نو مي نويسم ، يه ترانه از غم انگار
واسه نازنين گلي كه ، همه دنياش شده ديوار
مي دونم چه حالي داري ، مي دونم دلت شكسته
مي دونم كه بغض چشمات ، پاي دلتنگي نشسته
مي دونم به عشق نازت ، هنوزم اميدواري
ترست از اينه نباشه ، كه تو هم دووم نياري
مي دونم هنوزم از عشق ، مي خوني براي چشماش
مي بوسي دساشو از نو ، توي بحران نفسهاش
توي اين روزاي تلخ و ، توي اين دنياي بي رنگ
دست به دامن خدايي ، مي زني به دامنش چنگ
كه ببخشه اون و از نو ، به دل پاكو صميميت
تا نشه يوقت بگيره ، اون و از تو و غريبيت
نه يه لحظه دست نگهدار ، اين يه چند بيت و نخون خوب
خدايا خوندي تو چشماش ، كه شايد نمونه تا صبح
خوندي از چشاش خداجون ، كه مي خوان همينو از تو
به تني تبدار و بيمار ، تو ببخشي زندگيرو
جونشون بستس خدايا ، به همو ـ بي هم مي ميرن
يكيشون كه پر بگيره ، هر دو جون مي دن و ميرن
خدا قيمت دلايي ، كه خودت شكستي چنده؟
دوست دارم بدونم اينو ، كه دل تو هم شكسته؟
قسمت مي دم خدايا ، تورو جون همه خوبات
اينارو نگيري از هم ، نشه اين حكمت كارات
مي بيني خدا دلاشون ، يجورايي نا اميده
با تموم نا اميدي ، به تو دل بستن هميشه
طفلكي براي عشقش ، زده باز به آب و آتيش
خدايي هواش و داري ؟ نبينم نكردي ياريش
مي بيني سخته خدايا ، تو چشاش با مهربوني
خيره شه اما نتونه ، بگه از غم وجودي....
كه شده وقف وجودش ، انگار يه ـ قسمت از اونه
جلو اون آروم چشماش ، در غيابش غرق خونه
ميره يه گوشه خلوت ، ميكشه ناخن به ديوار
اينقدر كه كرده گريه ، چشاش از اشك شده تبدار
مي دونم گلم مريضي ، ريشه كرده تو وجودش
تو شدي مايه صبرو ، سبب سايش دردش
با وجود تو هميشه ، توي اوج مي مونه مغرور
تو چشاتون برق عشقو ، دلاتون مملو از نور
اونم عاشقه عزيزم ، مثه تو ـ مثله خداتون
از خدا مي خوام سلامت ، بمونين كاش هر دوتاتون

ترانه سرا : ياســــر مهـــــوار حســــــيني
yaser_mahvarhosseini@yahoo.com

تقديم به خانم گلي كه منو شما اكثرا” ايشونو
به اسم وبلاگ قشنگش ( دلشكسته) مي شناسيم
هميشه منو داداش خودش مي دونه منم اونو خواهر گلم مي نامم
با همه اينا جدا حس ميكنم به واسطه دل مهربون و آسموني كه داره
جاش بين فرشته هاي خدا خالي خاليه ؟! آره آجي گلم يه فرشتس.
امشب عجيب تو فكر حرفايي بودم كه برام نوشته بودي ـ دلم گرفته بود
ياد چند خط آخره دردودلات كه افتادم ، بي اراده اشك تو چشام
حلقه زد ، بعد بيت بيت اين ترانه پشت سره هم به ذهمنم اومدو منم
تنها كاري كه مي تونستم بكنم اين بود كه
با همون حال و همون اشكا اونا رو برات نوشتم
كه تقديمت ميكنم
خواهره گلم ( دلشكسته ) من براي سلامتي خودتو عشقت نذر كردم
و از خدا خواستم كه شفاش بده همين جا هم
از همه اون دوستايي كه دارن اين پست و مي خونن مي خوام
براي سلامتيش دعا كنن ، مواظب خودتون باشين دوستون دارم.
ياسر مهوار حسيني

باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.