تو گفتی دوسم داری اندازه آسمون ولی منو گذاشتی,نگفتی پیشم بمون

فهمیدم خسته شدی از من دل شکستهاز وقتی اینو گفتی پر و بالم را بسته

منم شدم مثل تو خسته و دل بریده از تموم این دنیا از شب و ماه,سپیده

دیگه سحر ندارن شبهای نگرونیم دیگه بهار نمیشه تو باغچه بارونیم

یادمه شازده کوچولو مواظب گلش بودتو چی عزیز دلم؟گل تو مال کی بود؟

حالا بدون گل تو بی تو پر پر میشهاگه نیای از غصه بدون گلبرگ میشه