نماز سرخ
آن گوشه از آسمان
ماه دست وپایش را گم کرده است
خورشید
زیرلحاف سرمه ای شب
چرت می زند
و تو عاشقانه با اقامه ی شمشیر
نماز سرخ می خوانی.
(۲)
وقتی که بابا باز در باران نیامد
دیگر میان سفره آب و نان نیامد
از لابلای نخل های باغ کوفه
دیگر صدای خواندن قرآن نیامد
مردی زجنس آسمان در خاک می رفت
حتی برای غسل او باران نیامد
امشب برای دیدن آن روی ماهش
ایلی فرشته آمد و انسان نیامد.
دانیال رحمانیان
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 10:33 توسط دانیال رحمانیان
|
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.