آرزو
کاش می شد بوسه ای با طعم عشق
ازلبان سرد رویاها گرفت
باشکوفه بستری ازعشق ساخت
درکنارغنچه ها ماوا گرفت
کاش می شد چون مهاجرمرغکی
دردل هفت آسمان پروازکرد
چون پرستو دست از این عالم کشید
یک جهان سرد را آغازکرد
کاش می شد شعرهامان بی ریا
دشت دلهاراچراغان کرده بود
قطره قطره اشکهامان بی نظر
لاله رایک دفعه مهمان کرده بود
کاش می شدلحظه ای درکوچه ها
دست ها ازدسته گل خالی نبود
آنچه میدیدم به دستان خدا
نقش یک مخلوق پوشالی نبود
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:49 توسط فائزه آرامي
|
باسلام خدمت شما عزیزان .اگر دوست دارید شعر از خودتون بگیدیا شعری ثبت کنید در وبلاگ ثبت نام کنید تا دیگران از شعری که به ثبت رساندید نهایت لذت را ببرند.یکی دیگه خوبی های وبلاگ اینکه وقتی شعری رو می نویسید این شعر به نام خودتان به ثبت می رسه.به امید سربلندی شما شاعران و یاری کنندگان این وبلاگ.